فروم ایساتیس


برگشت   فروم ایساتیس > سرگرمی و تفریح > گفتگوي آزاد

Sponsored Links

پاسخ
 
امکانات جستجوی این موضوع حالات نمایش
Old 06-30-09   #1
>>behzad<< Male
گناهکار
 
تاریخ عضویت: May 2009
اسم واقعی: بهزاد عارف
سن: 21
ارسالها: 5,059
تشکرها (از دیگران): 0
تشکرشده: 86 بار در 55 پست
چوق: 12,033
Activity Longevity
0/20 7/20
Today ارسالها
0/11 sssss5059
پیشفرض حوصلم سررررررررررر رفته

حوصلم سررررررررررر رفته

حوصلم سررررررررررر رفته

حوصلم سررررررررررر رفته

حوصلم سررررررررررر رفته

حوصلم سررررررررررر رفته

حوصلم سررررررررررر رفته

حوصلم سررررررررررر رفته

حوصلم سررررررررررر رفته

حوصلم سررررررررررر رفته

حوصلم سررررررررررر رفته

حوصلم سررررررررررر رفته

حوصلم سررررررررررر رفته

حوصلم سررررررررررر رفته

حوصلم سررررررررررر رفته

حوصلم سررررررررررر رفته

شایدممممممممممممم

هوسلم ثررررررررررر رفطح




من وقتی حوصلم سر میره سعی می کنم از پنجره اتاقم طوری تف کنم که بیافته تو باغچه. سعی می کنم که طوری تو دیوار مشت بزنم که جای چهار تا انگشتم بمونه. اگه کسی تو ساختمونم نباشه، به جای پایین رفتن از پله نرده ها رو با دستم می گیرم و پایین می رم.

من وقتی حوصلم سر می ره، یه چند تا دختر گیر می ارم و عاشقشون می شم. از بین اون دختر ها اونایی رو که مطمئنم عمرا راه نمی دن، انتخاب می کنم و بهشون ابراز عشق می کنم. بعدش یه مدتی از عشق اون دخترها دیوونه می شم، وقتی که طرف با شدت گفت برو دنبال کارت، میرم و تریپ عاشقای شکست خورده رو می گیرم.

من وقتی حوصلم سر می ره می شینم رو راههای مختلف خودکشی فکر می کنم. بعدش می رم سراغ راه های کشتن افراد دیگه. تمام صحنه هاش رو تو ذهنم مجسم می کنم. معمولا تو این صحنه ها وکیلی رو هم که بعدا قراره مسولیت وکالت من رو بر عهده بگیره، تصور میکنم. به نظرم سعی کنه که من رو دیوونه جلوه بده که دارم نزنن. البته اولش احتیاج است که من با استناد بر دوران کودکی و عقده های فرو خورده روانی(که هر شخصی یه چند هزارتایی می تونه جور کنه) قتل رو برای وکیلم موجه جلوه بدم. [برای مشاهده این لینک باید ابتدا ثبت نام نمایید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] [برای مشاهده این لینک باید ابتدا ثبت نام نمایید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]

من وقتی حوصلم سر می ره، ساعت ها می شینم به یه لیوانی که روی میزه، خیره می شم که بتونم حرکتش بدم. اما نمی دونم چرا هیچ وقت نمی تونم این کار رو بکنم.

من وقتی حوصلم سر میره اونقدر می خورم که دیگه به سختی می تونم حرکت کنم. اونوقت یاد چاقیم می افتم و در کنارش یاد ریزش موهام. میرم و تو اینه موهام رو نگاه می کنم که ببینم نسبت به قبل چقدر ریخته. البته ناراحت نمی شم که داره موهام میریزه. من دوست دارم زشت بشم. چون اونوقت دختر های بیشتری هستند که من می تونم بهشون ابراز عشق کنم و مطمئن باشم که عمرا به من با اون قیافم راه نمی دند.

من وقتی حوصلم سر می ره از این که خدا مرده، به این میرسم که حیف شده که خدا مرده. بعد، از این که حیف شده که خدا مرده می رسم به این که حیفه که من بمیرم. بعدشم فکر کردن به راه های خودکشی را به زمانی بعد موکول می کنم. در این بین سعی می کنم مخ یکی رو به کار بگیرم که قبول کنه که خدا هست یا بودنش خوبه.

من وقتی حوصلم سر می ره، یه مخلوط اب غوره غلیظ میخورم. بعدش بی حال می شم ، می رم و می افتم تو رختخواب تا خوابم ببره، اما اصلا خوابم نمی بره، اونوقت به خدا گیر می دم که هوی قشنگ!! من که حتی نمی تونم بخوابم چی جوری تو زندگیم موفق بشم، بعدش یادم می افته بر طبق یه عادت قدیمی خدا رو کشتم، و بعدش بحث استدلال اینکه حیف شده خدا مرده می رسه و ....

من وقتی حوصلم سر می ره، می شینم و به این فکر می کنم که کاشکی می شد با این هیکلم برم تو مخم زندگی کنم، اخه ادمهای اون تو خیلی بهترند. همشون رو خودم طوری ساختم که من رو دوست دارند.

من وقتی حوصلم سر می ره، به عکس های روی دیوار اتاقم خیره می شم و به این فکر می کنم که کاشکی همه چی مثل اونها ساکن و بی تغییر بود. کاشکی حوصلم از حوصله سررفتگی سر نمی رفت، چون اونوفته که دیگه هیچ راهی برای فرار ندارم. برای مرتبه یک حوصله سر رفتگی هزاران تا راه دارم، اما برای مراتب بعدی هیچ چی...

من وقتی حوصلم سر می ره و دیگه هیچ کدوم از راه های بالا جواب نمی ده، می شینم و این چرت و پرت ها رو می نویسم، اما واقعیتش دیگه حوصله نوشتن هم ندارم.
>>behzad<< is banned   پاسخ با نقل قول Thank

Sponsored Links
Old 06-30-09   #2
P A Y A M Male
 
آواتار P A Y A M
 
تاریخ عضویت: December 2006
موقعیت: تهران
اسم واقعی: پيام فدوي اخوان بناب
سن: 21
ارسالها: 2,895
تشکرها (از دیگران): 106
تشکرشده: 150 بار در 85 پست
چوق: 7,847
Activity Longevity
0/20 19/20
Today ارسالها
0/11 sssss2895
پیشفرض

نقل قول:
دیگه حوصله نوشتن هم ندارم.
راس ميگي ؟
__________________
به دوستان خود فعلا" چیزی نگویید
P A Y A M آفلاین است   پاسخ با نقل قول Thank
Old 06-30-09   #3
افسانه Male
 
آواتار افسانه
 
تاریخ عضویت: September 2008
ارسالها: 2,616
تشکرها (از دیگران): 221
تشکرشده: 193 بار در 132 پست
چوق: 9,053
تاکنون 3 مرتبه با چوق تشکر کرده
تشکر شده با چوق 1 مرتبه
حالت من :
Activity Longevity
2/20 10/20
Today ارسالها
0/11 sssss2616
پیشفرض

ميراستي
__________________

.............
افسانه آفلاین است   پاسخ با نقل قول Thank
پاسخ

کلیدواژه ها
حوصلم, رفته, سررررررررررر


کاربرانی که در حال مطالعه این موضوع هستند: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
امکانات جستجوی این موضوع
جستجوی این موضوع:

جستجوی پیشرفته
حالات نمایش

قوانین ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
Smilies فعال
[IMG] فعال
HTML غیرفعال

بانک مرکزی ایساتیس Policy
Posting New Thread: 10 چوق
Posting New Reply: 5 چوق
چوق for each character in post: 0
مراجعه سریع


زمان محلی شما با تنظیم GMT +4.5 هم اکنون 07:19 میباشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.0
Copyright © 2000-2008 Jelsoft Enterprises Limited
Zoints SEO v2.3.0 by Zoints & Computer-Logic.org
Ad Management plugin by RedTyger