|
|
|||||||
![]() |
|
|
Thread Tools | Display Modes |
|
|
#1 | |
|
مدیر ارشد
Gender:
وضعیت:
مشوس گم شده ):
تاريخ عضويت: August 2008
محل سكونت: گنبدکاووس
سن: 21
پست ها: 6,289
Thanks: 6756 Thanked 6289 Times in 3122 Posts موجودی در بانک : 4508.60 هدیه دادن |
اسم من گوسفند است. پدرم گوسفندي چاق و چلّه بود که چند سال پيش در حمله گرگ سياهي شربت شهادت نوشيد و به لقا لله پيوست. مادرم را هم به سفر حج بردند که تاکنون از وي خبري نيست. من دوران برّه-گی ام را تحت نظارت اساتيد بزرگ دامپروری با موفقيت سپري کرده و وارد گله دوستان و آشنايان شدم.
![]() من از بزغاله ها خوشم نمي آيد چون خيلي شيطون و بلند پروازند. برخلاف من که سرم را پايين مي اندازم و همان علف جلوي رويم را ميخورم، بزغاله ها از درخت و درختچه ها بالا ميروند تا مزه برگ درخت را تست کنند. من خيلي قانع و صبورم. کاري به کار بزرگان ندارم. اصلا نميدانم صاحب يا صاحبان من چه کساني هستند. چرا به من غذا ميدهند يا نميدهند. کاري ندارم که آنها چرا ميخواهند مرا چاق و فربه کنند. غذاي مورد علاقه من يونجه با سالاد کاهو و سس آب هندوانه است. گاهي اوقات صاحبم يک دسته يونجه در دستش ميگيرد و راه ميرود و مرا دنبال خود مي کشاند. الان سالهاست که دنبال صاحبم ميدوم تا بلکه به آن مدينه فاضله يونجه اي وعده داده شده برسم. از روزي که سياست ما عين ديانت ما شد من هم وارد عالم سياست شدم. روزهاي گرم تابستان، صاحبانم زير سايه بان ايوان حياط قديمي مينشينند و در مورد سياست حرف ميزنند و خربزه ميخورند و هندوانه قاچ ميکنند. من هم که در گوشه اي از آن حياط ساکت و آروم نشسته ام، با صبوري به حرف هاي آنها گوش ميدهم و در جهت تاييد صحبت هاي آنها گاهي ”بع بع“ هم ميکنم!! صاحبان مهربانم خربزه را خودشان ميخورند و پوستش را جلو من پرت ميکنند. تا بحال زياد اتفاق افتاده که پايم روي پوست خربزه رفته و ليز خوردم و با کله به زمين افتادم ولي خب چه کنيم ما گوسفنديم ديگه. باز بلند ميشم و همان پوست خربزه رو ميخورم. من گوسفندم. من يک وبلاگ هم دارم. هميشه منتظر ميمانم که صاحبم يک مطلب يا خبري را عليه دشمنانش بنويسد يا به من بگويد تا من هم گوسفندوار آن را ”بع بع“ کنم. گاهي صاحبم از تهران به من زنگ ميزند و ميگويد حالا نزديک انتخابات است بايد زياد بع بع کني. من هم گوش ميدم و بع بع ميکنم و ديگران را هم به بع بع کردن دعوت ميکنم. دوستيها و دشمنيهاي من همه به بر اساس نحوه رفتار صاحبم با ديگران است. اگر صاحبم از کسي خوشش بيايد لابد آدم خوبي است و اگر از کسي بدش بيايد لابد آدم منحرفي است. من گوسفندم. فايده هاي زيادي براي صاحبم دارم. از پشم و کرکم لباس درست ميکنند تا عيب هاي صاحبم پوشانده شود. او را از سرما و گرما حفاظت کند. از پوستم طبل و دهل درست ميکنند تا صداي تبليغات صاحبم گوش عالم را کر کند. وجودم را در قربانگاه مصلحت ذبح ميکنند تا نذر صاحبم ادا شود و کفاره گناهانش شود. من قرباني ميشم تا او به بهشت برود. صاحبم دمبه مرا خيلي دوست دارد. گاهي به دمبه من دست ميزند و ميگويد: ماشالله، خدا بده برکت! من گوسفندم. خيلي هم گوسفندم. نقل قول:
__________________
Last edited by ali2day; Thursday 7 May 09 at 03:53..
|
|
|
|
|
|
|
|
|
#2 |
|
در حال تغییر
Gender:
وضعیت:
متفاوت ...
تاريخ عضويت: August 2006
محل سكونت: زندان بین المللی قصر
سن: 24
پست ها: 10,602
Thanks: 5967 Thanked 7630 Times in 3566 Posts موجودی در بانک : 57412.00 هدیه دادن |
مسعود ممنون بابت این پست پربار و قشنگ
در همین راستا :
__________________
|
|
|
|
|
|
#3 | |
|
مدیر ارشد
Gender:
وضعیت:
مشوس گم شده ):
تاريخ عضويت: August 2008
محل سكونت: گنبدکاووس
سن: 21
پست ها: 6,289
Thanks: 6756 Thanked 6289 Times in 3122 Posts موجودی در بانک : 4508.60 هدیه دادن |
نقل قول:
|
|
|
|
|
|
|
![]() |
| Tags |
| يک, گوسفند, خاطرات |
| Thread Tools | |
| Display Modes | |
|
|