فروم ایساتیس


برگشت   فروم ایساتیس > فرهنگ و هنر > فیلم، سینما و تئاتر > سینمای ایران

Sponsored Links

پاسخ
 
امکانات جستجوی این موضوع حالات نمایش
Old 05-10-09   #1
Hamid.Park Male
مديريت سایت
 
آواتار Hamid.Park
 
تاریخ عضویت: August 2006
موقعیت: زندان بین المللی قصر
اسم واقعی: حمید
سن: 24
ارسالها: 12,010
تشکرها (از دیگران): 2,940
تشکرشده: 3,819 بار در 1,530 پست
چوق (ثروتمند شماره 9): 314,111
پاداش داده شده 5 مرتبه
تاکنون 12 مرتبه با چوق تشکر کرده
تشکر شده با چوق 27 مرتبه
حالت من :
Activity Longevity
9/20 20/20
Today ارسالها
1/11 ssss12010
پیشفرض فرخ لقا هوشمند : سيلي بهروز وثوقي، پرده گوشم را پاره كرد

فرخ لقا هوشمند : سيلي بهروز وثوقي، پرده گوشم را پاره كرد


فرخلقا هوشمند (پوررسول) سال ۱۳۰۷ در رشت به دنيا آمد. هر چند خيليها بيشتر او را با نقش «ننه آقاي صمد» ميشناسند اما او يكي از چهره هاي پركار تئاتر، سينما و تلويزيون بوده كه سالها روي صحنه تئاتر رفته در فيلم ها و سريال هاي بسياري ايفاي نقش كرده از جمله در فيلم «باشو غريبه كوچك» و «مسافران» ساخته بهرام بيضايي.
فرخ لقا هوشمند به دليل سكتهاي كه در حين آخرين بازي خود براي يك سريال تلويزيوني داشته حدود شش سال است از عالم هنر كنارهگيري كرده است. او ديپلم تئاتر را نزد زندهياد اسماعيل مهرتاش در رشت گرفته و به تشويق پدرش كه يكي از بنيانگذاران تئاتر در رشت بوده (علي قلي پور رسول) براي اولين بار به روي صحنه تئاتر رفته و پس از مدتي به تهران مهاجرت كرد.
همسر او، رضا هوشمند نيز از چهره هاي سرشناس تئاتر آن زمان بوده همچنين در فيلمها و سريالهاي بسياري هنرنمايي كرده است. رضا هوشمند در سال ۱۳۶۸ درگذشته است.


بشنوید : [برای مشاهده این لینک باید ابتدا ثبت نام نمایید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]



خانم هوشمند خيلي وقت است كه خبري از شما نيست، كجاييد؟
در همين تهران بزرگ هستم، كمي كسالت دارم ديگر زياد بيرون نميروم، كار نميكنم. آخرين باري كه جلوي دوربين رفتم براي بازي در يك سريال تلويزيوني بود. تمام كه شد، همانجا سرم گيج رفت افتادم، سكته ي كوچكي كردم.



فرخ لقا هوشمند


شما از چند سالگي وارد عالم هنر شديد؟


از چهارده سالگي وارد كار هنري شدم. آنزمان چند نفر دور هم جمع شدند و گفتند رشت به اين بزرگي و پرآوازه اي يك كلاس تئاتر و يك هنرپيشه ندارد، خلاصه چند نفر سرمايه گذاري كردند و خانه اي براي اين كار گرفتند و هنرپيشه جمع كردند و در رشت تئاتر تأسيس كردند.

چند سالي در رشت كار كردم، مردم هم از تئاتر خيلي استقبال كردند. اولين كار هنري ام را با آقاي مهرتاش شروع كردم (خدا رحمتش كند). ته صدايي هم داشتم به همين دليل در تئاترهايي كه اپرا بود، بازي ميكردم و ميخواندم مثل تئاترهاي «شيرين و فرهاد»، «ليلي و مجنون»...

بعد به سينما راه پيدا كردم و چند سالي هم در سينما بودم تا اينكه تلويزيون «ثابت پاسال» تأسيس شد، ثابت پاسال آمده بود تهران و چند هنرپيشه دور خودش جمع كرده بود كه من هم با او همكاري ميكردم. چندين سال در تئاتر آقاي مهرتاش بودم و تئاترهاي ديگر هم از من دعوت ميكردند و با آنها هم كار ميكردم.



شنيده ام پدر شما بنيانگذار تئاتر در رشت بوده است.


پدر من مرد هنرمندي بود. با تشويق پدرم وارد كار هنري شدم. پدرم هم نمايشنامه مينوشت، هم بازي ميكرد، هم ريژيستوري (registry) ميكرد، براي تئاتر خيلي زحمت كشيد تا مردم را كم كم عادت داد. پدرم آدم با سوادي بود.



فرخ لقا هوشمند در جوانی


در مورد مشكلاتي كه زنان بازيگر در آن دوران داشتند برايمان بگوييد.

در آن زمان خيلي مشكل بود كه يك خانم در تئاتر كار كند ولي در رشت برنامه اجرا ميكرديم خيلي هم مورد استقبال قرار ميگرفت. من بودم و خدا رحمت كند منيره تسليمي ، مادر سوسن تسليمي. خلاصه تئاتر پا گرفت اما چيزي كه هيچوقت يادم نميرود اين است كه من هم مدرسه ميرفتم كلاس «هشت» بودم و هم شبها تئاتر كار ميكردم.
مدير دبيرستان ما خانمي با نام جفرودي بود، خدا رحمتش كند، فوت كرده است. گروه تئاتر، شبهاي جمعه مهمان دعوت ميكردند فرض كنيد از ادارات و... يكي از اين شبها دبيران دبيرستانها را دعوت كردند كه خانم جفرودي، مدير ما هم در ميان مهمانان بود، من هم نقش يك دختر لوس و شيك را بازي ميكردم.
روز شنبه وقتي به كلاس رفتم مدير مدرسه من را از كلاس بيرون كرد و به بچه ها گفت: بچه ها ميدانيد اين خانم چكار ميكند و چرا از كلاس بيرون انداختمش؟ اين تئاتر كار ميكند.
در حالي كه ما كار و فعاليت اجتماعي ميكرديم خلاصه كار ما شده بود مبارزه با اينجور آدمها تا اينكه به تهران آمديم، ديديم تهران خيلي پيشرفته تر از ما هستند و آنها با خيال راحت در تئاترها كار ميكنند.




اينكه شما نقش ننه آقاي صمد را بازي كنيد پيشنهاد چه كسي بود؟

آقاي پرويز صياد، البته در ابتدا برنامه ي ديگري بود، سريال «سركار استوار» بود كه در آن هم نقشي بازي ميكردم خدا رحمت كند سركار استوار را (عبدالعلي همايون). وقتي پرويز صياد ديد مردم خيلي از اين سريال استقبال كردند، گفت چه بهتر كه اين برنامه را از آن جدا كنيم كه يعني سريال سركار استوار با همان نام هفته اي يك شب از تلويزيون پخش ميشد و هفته اي يك شب هم صمد پخش ميشد.
من نقش ننه آقا را داشتم كه در هر كاري دخالت ميكردم، صمد هم يك خورده شوت بود، گيج بود، مردم را اذيت ميكرد و در عين ناداني حقيقت را ميگفت. اين سريال خيلي مورد استقبال مردم قرار گرفت و هنوزم كه هنوز است وقتي مردم من را در كوچه و خيابان ميبينند به نام ننه آقا ميشناسند.


چند سال است كه آقاي پرويز صياد را نديده ايد؟


من رفتم خارج و آنجا پرويز صياد را ديدم، پسرم از من دعوت كرد به آمريكا بروم رفتم، پسرم به او خبر داد كه من آمده ام. اما نتوانستم زياد طاقت بياورم و به پسرم گفتم من را بفرست ايران، فقط دو ماه آنجا بودم. آقاي صياد خيلي ناراحت شده بود كه من چرا نماندم.



فرخلقا هوشمند، رضا هوشمند و فرزندانشان فريدون، فرشته و فرخنده [برای مشاهده این لینک باید ابتدا ثبت نام نمایید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]

خانم هوشمند از خاطرات دوران كار هنريتان برايمان بگوييد.

خاطره زياد دارم، تلخ و شيرين! در فيلمي با بهروز وثوقي بازي داشتم، صحنه ي آخر فيلم بود، داستان فيلم از اين قرار بود كه بهروز، عاشق دختر من شده بود، بهروز پسر ِ من بود آن دختر هم دختر من بود، خودشان خبر نداشتند خواهر برادر هستند، دختر را يك خانواده گرفته بود و از او نگهداري ميكرد.
آخر سر ديدم كه كار دارد به جاهاي باريك ميكشد به بهروز گفتم اين دختر خواهر تو است، بهروز گفت پس تو به من دروغ گفتي؟ و يك سيلي محكم زد توي گوش من، گوشم كَر شد، به هر حال من را به خانه ي خودش برد تا به اصطلاح از من دلجويي كند.


اسم فيلم چه بود؟


يادم نيست. ته صدايي داشتم و در تئاتر شيرين و فرهاد كه نقش شيرين را بازي ميكردم، ميخواندم. خدا بيامرزد دلكش را، من كه شيرين و فرهاد را بازي ميكردم دلكش ميآمد پشت سن و از لاي پرده برنامه ي من را تماشا ميكرد.
او ميگفت: دختر تو صدات خيلي خوب است، بيا خواننده شو، همه امكانات را من برايت فراهم ميكنم. به او گفتم نه خانم، وقت اين كار را ندارم. من همينقدر كه بتوانم تئاتر و سينما را اداره كنم خودش خيلي است.
خيلي زحمت كشيدم، دوست داشتم، عاشق اين كار بودم. الآن هم ميآيند دنبال من كه بروم كار كنم اما ميگويم حافظه ندارم كه ديالوگ حفظ كنم، ديالوگ را آدم بايد جا به جا از حفظ كند كه بتواند كار كند. [برای مشاهده این لینک باید ابتدا ثبت نام نمایید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]


منبع : رادیو زمانه
__________________
یادگرفتم:
1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.
2. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند .
3. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود .
4.با کودک بحث نکنم چون مرا با دانش خویش می سنجد و هم سطح خویش میپندارد

آخرین ویرایش توسط Hamid.Park در تاریخ 05-10-09 انجام شده است
Hamid.Park آفلاین است   پاسخ با نقل قول Thank
تشکرها از این نوشته :

Sponsored Links
Old 07-15-09   #2
کاظمی Female
 
تاریخ عضویت: July 2009
ارسالها: 2
تشکرها (از دیگران): 0
تشکرشده: 0 بار در 0 پست
چوق: 22
Activity Longevity
0/20 6/20
Today ارسالها
0/11 ssssssss2
پیشفرض

زن گنده چرا با این سن و سال بازم بی حجاب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟
کاظمی آفلاین است   پاسخ با نقل قول Thank
Old 07-15-09   #3
roza_smb Female
محروم
 
تاریخ عضویت: June 2009
اسم واقعی: رزا
سن: 23
ارسالها: 5,169
تشکرها (از دیگران): 0
تشکرشده: 64 بار در 53 پست
چوق: 31,369
Activity Longevity
0/20 6/20
Today ارسالها
0/11 sssss5169
پیشفرض

آخی خدا بیامرزدش
roza_smb is banned   پاسخ با نقل قول Thank
پاسخ

کلیدواژه ها
فرخ, كرد, لقا, هوشمند, وثوقي،, گوشم, پاره, پرده, بهروز, سيلي


کاربرانی که در حال مطالعه این موضوع هستند: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
امکانات جستجوی این موضوع
جستجوی این موضوع:

جستجوی پیشرفته
حالات نمایش

قوانین ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
Smilies فعال
[IMG] فعال
HTML غیرفعال

بانک مرکزی ایساتیس Policy
Posting New Thread: 10 چوق
Posting New Reply: 5 چوق
چوق for each character in post: 0
مراجعه سریع


زمان محلی شما با تنظیم GMT +4.5 هم اکنون 07:05 میباشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.0
Copyright © 2000-2008 Jelsoft Enterprises Limited
Zoints SEO v2.3.0 by Zoints & Computer-Logic.org
Ad Management plugin by RedTyger