بیست و چهارساعت از زندگی دخترا و پسرای دانشجو - فروم ایساتیس
بازگشت   فروم ایساتیس > سرگرمی و تفریح > طنز

پاسخ
 
Thread Tools Display Modes
قدیمی Wednesday 13 May 09   #1
MRN
مدیر ارشد
 
آواتار MRN
 
Gender: Male
وضعیت: مشوس گم شده ):
تاريخ عضويت: August 2008
محل سكونت: گنبدکاووس
سن: 21
پست ها: 6,289
Thanks: 6756
Thanked 6289 Times in 3122 Posts
امتیاز: 1228.41
موجودی در بانک : 4508.60
هدیه دادن

علایق این کاربر

منچستر یونایتد رضا کیانیان
پيش فرض بیست و چهارساعت از زندگی دخترا و پسرای دانشجو

اول دخترا
.......
پنچ صبح : دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب
....
شش صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره
.....
هفت صبج: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت دوازده ظهر کلاس داره البته توی رستوران دیدنیها
....
هشت صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل علیرغم هیجده کیلو اضافه وزن شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و یکعدد .... شاید لازم شد
....
نه صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت جهت آرایش
.......
ده صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد
....
یازده صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد ، به امید خدا به سمت دانشگاه میره
.....
دوازده ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برای خودش بگیره ؛ جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه یا صندلی فیس تو فیس با استاد ؛ در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد وکمرو و خوش تیپ باشه
......
یک ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از یکساعت که قضیه خواستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده
........
دوظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست
....
سه ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه
....
چهارعصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه
....
پنج عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاش خیلی کامله ؛ جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش
.....
شش عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در رستوران دیدنیها میز دوم ؛ به صرف فیش فینگر
....
هفت عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش
....
هشت غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره : راستی ببخشید جزوه تون کامله ؟ امروزسر کلاس انقدرازعشق سخن گفتن که مجالی برای نوشتن جزوه نموند ؛ خلاصه موقع پیاده شدن وبرای داشتن بهانه ؛ جزوه رو از پسر می گیره
....
نه شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه ؛ از عواقب عاشقی
....
ده شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن
....
دو صبح: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل و ؛ وای وای وای
....
پنج صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره اس ام اس داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی کنجکاو شده ؛ امروز با من میاد دانشگاه تا ببینتت ...!؟
....
و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد
....
و پسرا
.....
هشت صبح: تو رختخواب
....
نه صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده
....
ده صبح : مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه ؛ الهی مادر فدات شه ؛ بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میکرده ؛؛! گناه داره ؛ صداش نکنم ؛ بذار یکم دیگه بخوابه
....
یازده صبح : از جا میپره سمت دستشویی در حالیکه زیپ شلوارش از دیشب باز مونده ...... !؟
(اگه نه که باز خوابه)
......
دوازده صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه ؛ ای وای ؛ پنجاه تا میسکال و صد تا اس ام اس ؛ سرش گیج میره ؛ سونیا ؛ رزا ؛ سارا ؛ بهناز ؛ نازی ؛ ژیلا الناز؛ بیتا وووو ؛ اقدس و شوکت هم آخریاشن ؛ اوه باز زنگ میخوره ؛ سایلنت بهترین راه حله ؛ میشه یه ساعت دیگه هم خوابید
....
یک ظهر : مامان اومد دم در؛ باز خوابی ؟ پسر گلم علی جان ؛ بیدار شو مادر؛ لنگه ظهره ؛ پاشو ضعف می کنیا ؛ خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ؛ علی جاااااان ؛ علی پتو رو میکشه رو سرش ؛ مامان بزار بخوابم
....
دوظهر : ماماااااااااااااان ؛ ناهار
....
سه ظهر : مامااااان جورابام کو؟
....
چهارعصر: مامااااااااااان ؛ سوییچ منو ندیدی ؟
....
پنج عصر: اولین اتواستاپ ؛ مسافرکشی صلواتی ؛ پسرا بیشتر برای ثوابش این عمل انسان دوستانه رو فقط برای دخترا ؛ انجام میدن
....
شش عصر: به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان ؛ البته این کارو هم فقط از روی علاقه به خواهرش انجام میده نه برای دید زنی ؛ چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته ؛ البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر ده ساله از کلاس بیاد بیرون ؛ خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاست مختلطه ؟ این همه کلاس ؛ حتما باید بیایی اینجا ؛ حالا باشه خونه حسابتو میرسم ؛برو به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته ؛ مامانش نگران میشه ؛؛؛ ؟
....
داداش آخه اون که خونه اش دو ساعت با ما فاصله داره ! امان از این خواهرها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادرشون برای کمک و امداد ؛ اینکارو میکنه
....
هفت عصر : لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه لیوان آب زرشک چطورین؟
زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون ؛ سریع راه میوفته یه ترمز شدید ؛ که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی میشه ؛ علی آقا هم که نقشه اش گرفته ؛ دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ؛ با یه عالمه شرمندگی ؛ لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش صورتشو پاک کنه
....
هشت غروب : دم خونه لیدا و لحظه فراق ! چه زود دیر می شود
....
نه شب : آقا این خانمو برسونین به این آدرس ؛ یعنی با آژانس خواهرشو پیچوند که بره خونه
....
ده شب : یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه خیلی خلوته فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه
....
دو صبح : مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت ؛ چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی و تحقیق میکنی ؛ دیگه جون نمونده برات ؛ بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری ؛ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه
....
مادر: الهی مادرت بمیره برات ؛ باز بی غذا خوابید ؛ خدا لعنت کنه هر چی دانشگاهه ؛ بچه های مردم اسیرن برای یه درس ؛ هر شب تحقیق میکنن ؛ هرشب تحقیق میکنن ؛ هرشب .......!!؟


__________________


روزگاریست همه عرض بدن می خواهند ، همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند ، دیو هستند ولی مثل پری می پوشند ، گرگ هایی که لباس پدری می پوشند ، آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند ، عشق ها را همه با دور کمر می سنجند ، خب طبیعی است که یک روزه به پایان برسد ، عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد .


MRN آنلاین است   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

قدیمی Wednesday 13 May 09   #2
kar1591
مدیر مسئول بخش موزیک
 
آواتار kar1591
 
Gender: Male
وضعیت: Dont care
تاريخ عضويت: May 2009
محل سكونت: ساوالان
سن: 22
پست ها: 1,556
Thanks: 166
Thanked 973 Times in 624 Posts
امتیاز: 14425.08
موجودی در بانک : 0.00
هدیه دادن

علایق این کاربر

ریال مادرید
پيش فرض

نقل قول:
پنج عصر: اولین اتواستاپ ؛ مسافرکشی صلواتی ؛ پسرا بیشتر برای ثوابش این عمل انسان دوستانه رو فقط برای دخترا ؛ انجام میدن
....
خداوند از این جوانان فراوان بگرداند


__________________
اینجا خانه قشنگیست ولی خانه من نیست من خانه بدوشم
چه بی پروا
روی سیم های لخت فشارقوی
عشق بازی می کنند
گنجشک ها

کلبه من

خودمونی

من و تو در یک قمار باختیم
من در نگاه تو
تو در نگاه او !
kar1591 آفلاین است   پاسخ با نقل قول

قدیمی Wednesday 13 May 09   #3
IRAN77
مدیر ارشد
 
آواتار IRAN77
 
وضعیت: خسته
تاريخ عضويت: March 2007
محل سكونت: IRAN
سن: 77
پست ها: 4,515
Thanks: 4976
Thanked 12595 Times in 3364 Posts
امتیاز: 14971.36
موجودی در بانک : 10000.00
هدیه دادن

علایق این کاربر

نیکول کیدمن جنیفر لوپز
پيش فرض

عزيزم اين تريپا مال دانشجوهاي الانه. زمان ما خيلي خيلي كه مايه دار بودي ميتونستي دو كورس اتوبوس شركت واحد سوار شي و اونائي كه پولدار نبودند يه كورسشو پياده ميرفتند تا صرفه جوئي بكنند.
تازه كار كردن و تأمين مخارج تحصيل هم فراموش نشه چون پدر و مادراي اون موقع مثل حالا بچه هاشونو نازك نارنجي بار نميآوردند و از اين پول تو جيبي ها و خريدن كارت شارژها و اينجور چيزا خبري نوبد..
واسه يه تلفنم بايد يه يكساعتي رو پشت كيوسك تلفن سكه اي اين پا اون پا ميكردي و تازه وقتي هم كه ميرفتي تو كيوسك و پول خردو ميريختي آخر سر ميديد تلفنه نيمي از سكه هاتو خورده و پس نداده و واسه جبرانش بايد تا يكهفته هر دو كورسو پياده ميرفتي و هزاران دردسر ديگه.
تازشم از تيپ و تريپ و اين چيزا خبري نوبد چون اگه ريش نداشتي يا دگمه هاي يقه تو تا بناگوش نمي بستي يا مثلاً لباست اطو خورده و تميز و شيك بود فوراً از دفتر انجمن .... ميخواستندت و فرم .... ميدادن دستت و در صورت تكرار از دانشگاه اخراج بودي....
تازه تمام اينا مال بعداز قبولي تو دانشگاه بود اگرنه قبل از قبولي كه بايد چه مصيبتها ميكشيدي و چه ريختي ميگشتي و .... تا تو تحقيقات رّدت نكنند بماند.


__________________
واعظان كاين جلوه در محراب و منبر ميكنند
چون به خلوت ميروند آن كار ديگر ميكنند
مشكلي دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر ميكنند؟
IRAN77 آنلاین است   پاسخ با نقل قول

قدیمی Thursday 14 May 09   #4
ali2day
در حال تغییر
 
آواتار ali2day
 
Gender: Male
وضعیت: متفاوت ...
تاريخ عضويت: August 2006
محل سكونت: زندان بین المللی قصر
سن: 24
پست ها: 10,602
Thanks: 5967
Thanked 7630 Times in 3566 Posts
امتیاز: 79.37
موجودی در بانک : 57412.00
هدیه دادن

علایق این کاربر

آرسنال پرسپولیس تهران بایرن مونیخ
آنجلینا جولی اینترمیلان حامد بهداد

پيش فرض

زمان ما هم که به جز درس بقیش مشغول بازی کردن میکرو و سگا و بعده ها پلی استیشن ولی به لطف اینترنت و اونترنت امروزه!! شاید از 24 ساعت هر جوون دنیوی ( ایرونی و غیر ایرونی ) حدّاقل 5 ساعت در روز پای کامپیوتر نشسته و ماکسیمم تحرّکش حرکت انگشت اشاره دست راست جهت کلیک روی لینکهاست , ازین سایت به اون سایت , خیلی بده , روزهایی که اینترنت قطعه یا در دسترس نیست , همه زندگی نظم پیدا می کنه ولی با اینترنت . . .


__________________

کاش در کتاب قطور زندگی،سطری باشیم ماندنی نه حاشیه ای از یاد رفتنی !!

ali2day آفلاین است   پاسخ با نقل قول

قدیمی Thursday 14 May 09   #5
AM!R
مدیر ارشد
 
آواتار AM!R
 
Gender: Male
وضعیت: AM!R
تاريخ عضويت: October 2006
محل سكونت: KaRaJ
سن: 22
پست ها: 5,479
Thanks: 1920
Thanked 1436 Times in 924 Posts
امتیاز: 17.21
موجودی در بانک : 8164.98
هدیه دادن

علایق این کاربر

آرسنال آرسنال آرسنال
آرسنال آرسنال آرسنال

پيش فرض

منم اينجا بگم اگه ايندم خر اب شه مقصر علي و ايساتيس ميدونم


__________________
AM!R e.fard

AM!R آفلاین است   پاسخ با نقل قول

قدیمی Thursday 14 May 09   #6
MRN
مدیر ارشد
 
آواتار MRN
 
Gender: Male
وضعیت: مشوس گم شده ):
تاريخ عضويت: August 2008
محل سكونت: گنبدکاووس
سن: 21
پست ها: 6,289
Thanks: 6756
Thanked 6289 Times in 3122 Posts
امتیاز: 1228.41
موجودی در بانک : 4508.60
هدیه دادن

علایق این کاربر

منچستر یونایتد رضا کیانیان
پيش فرض

همچنین هر واحد افتاده در هر ترم
میوفته گردن علی اون دنیا یخشو میگیریمسر صراط


__________________


روزگاریست همه عرض بدن می خواهند ، همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند ، دیو هستند ولی مثل پری می پوشند ، گرگ هایی که لباس پدری می پوشند ، آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند ، عشق ها را همه با دور کمر می سنجند ، خب طبیعی است که یک روزه به پایان برسد ، عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد .


MRN آنلاین است   پاسخ با نقل قول

قدیمی Thursday 14 May 09   #7
ali2day
در حال تغییر
 
آواتار ali2day
 
Gender: Male
وضعیت: متفاوت ...
تاريخ عضويت: August 2006
محل سكونت: زندان بین المللی قصر
سن: 24
پست ها: 10,602
Thanks: 5967
Thanked 7630 Times in 3566 Posts
امتیاز: 79.37
موجودی در بانک : 57412.00
هدیه دادن

علایق این کاربر

آرسنال پرسپولیس تهران بایرن مونیخ
آنجلینا جولی اینترمیلان حامد بهداد

پيش فرض

:laugh: ایضا من و معلّمامم هرچی کلاسارو خواب بمونم از چشم شما میبینیم و همچنین از موقعیّت خاصّ ! جغرافیای مالزی و تفاوت زمانیه 3 ساعت و نیمه , آخه نامردا نمی گین الان که اونجا ساعت : 1:30 بیده اینجا خورشید داره با خودش خوش و بش می کنه ؟


__________________

کاش در کتاب قطور زندگی،سطری باشیم ماندنی نه حاشیه ای از یاد رفتنی !!

ali2day آفلاین است   پاسخ با نقل قول

قدیمی Wednesday 27 May 09   #8
hijk559
دسترسی او بسته شد
 
Gender: Male
وضعیت: هیچ وعظی نیست!
تاريخ عضويت: May 2009
پست ها: 3
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
امتیاز: 8.64
موجودی در بانک : 0.00
هدیه دادن

علایق این کاربر


Post New Mongolian president celebrates narrow win

Reporting from Ulan Bator, Mongolia -- Thousands nike shoesof Mongolians, from nomadic herders to businessmen, jammed into Ulan Bator's public square Monday to welcome their newly elected president shortly after the opposition candidate was declared the winner in a close election.Tsakhiagiin Elbegdorj, a short bespectacled man, walked down the steps of the capital's parliament building, a huge statue of Genghis Khan behind him, as throngs of supporters waved flags and cheered.The Harvard-educated Elbegdorj, twice a former jordan shoesprime minister, told them that the election results were as much a victory for the rights and freedoms of Mongolia as it was for him and the Democratic Party. "It is a win for the entire country," he said.The spirited celebrations were in marked sport shoescontrast to last July, when rioting left five people dead and about 300 injured after allegations of fraud in parliamentary elections. That disputed election raised concerns about the young democracy in Mongolia, a country of 3 million that emerged in 1990 from more than 70 years of Communist rule.But there appeared to be no question about the integrity of Sunday's balloting, as international observers monitored polling stations around the country.Officials reported that Elbegdorj, 46, garnered more than 51% of the votes. The incumbent, Nambaryn Enkhbayar of the ruling Mongolian People's Revolutionary Party, conceded defeat before the official results were announced Monday afternoon."It's a fair election," said Erdentsetseg, a 58-year-old retired herder who like many Mongolians goes only by his given name. Dressed in a silver deel, a traditional silk costume, Erdentsetseg said she had traveled a day by train to cast her ballot in the city. She showed an ink dot on the index finger of her left hand -- a mark indicating that she had voted."What happened last year was very hard and difficult," she said of the rioting, in which people set the ruling party's headquarters on fire and also damaged the adjacent national art gallery. "Now nothing, we have no problem with democracy," she said.As she spoke, a bearded man behind her pumped his fist, shouting: "I'm for democracy."Mongolia's countryside traditionally had been a stronghold of the People's Revolutionary Party, whereas the Democratic Party drew more support from the younger urban population. But the global economic crisis has had a devastating effect on many animal herders and traders of skins and meat, as the prices of cashmere and livestock have fallen sharply amid declining demand.Dalhiitsetseg, 52, said he supported Elbegdorj because it was time for a change. The incumbent served four years, "but he didn't do anything. We can't get out from our poor life," said Dalhiitsetseg, who migrated to Ulan Bator in 2003 from the countryside but has struggled to find good work.
hijk559 آفلاین است   پاسخ با نقل قول

قدیمی Wednesday 27 May 09   #9
maral
عضو
 
آواتار maral
 
Gender: Female
وضعیت: شاده شادم
تاريخ عضويت: July 2008
محل سكونت: مشهد
سن: 18
پست ها: 950
Thanks: 45
Thanked 219 Times in 155 Posts
امتیاز: 4428.44
موجودی در بانک : 574.00
هدیه دادن

علایق این کاربر

پرسپولیس تهران
پيش فرض

این بالایی کیه خدا زیادش کنه عجب جو گیریه


__________________

لطفا صبر کنید تا کاویان امضاشو بذاره
maral آفلاین است   پاسخ با نقل قول

قدیمی Wednesday 27 May 09   #10
MRN
مدیر ارشد
 
آواتار MRN
 
Gender: Male
وضعیت: مشوس گم شده ):
تاريخ عضويت: August 2008
محل سكونت: گنبدکاووس
سن: 21
پست ها: 6,289
Thanks: 6756
Thanked 6289 Times in 3122 Posts
امتیاز: 1228.41
موجودی در بانک : 4508.60
هدیه دادن

علایق این کاربر

منچستر یونایتد رضا کیانیان
پيش فرض

اسپم تشریف دارند بالایی


__________________


روزگاریست همه عرض بدن می خواهند ، همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند ، دیو هستند ولی مثل پری می پوشند ، گرگ هایی که لباس پدری می پوشند ، آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند ، عشق ها را همه با دور کمر می سنجند ، خب طبیعی است که یک روزه به پایان برسد ، عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد .


MRN آنلاین است   پاسخ با نقل قول

تبلیغات
پاسخ

Tags
چهارساعت, پسرای, بیست, دانشجو, دخترا, زندگی

Thread Tools
Display Modes


Posting Rules

Smilies are On
[IMG] code is On
HTML code is Off

Forum Jump


زمان محلی شما با تنظیم GMT +4.5 هم اکنون 21:53 میباشد.


Powered by vBulletin® Version 3.8.0
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd