|
|
#1 |
|
تاریخ عضویت: September 2009
موقعیت: به شما هیچ ربطی نداره :ی
اسم واقعی: میلاد؟!
سن: 18
ارسالها: 101
تشکرها (از دیگران): 0
تشکرشده: 0 بار در 0 پست
چوق:
442
|
5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..
۶ صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره . ۷صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت ۱۲ ظهر کلاس داره!!!!!!!! ۸ صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم ۱۸ کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و… ۹صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش) ۱۰ صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد . ۱۱ صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون ۱۹ تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره . ۱۲ ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … ) ۱ ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از ۱٫۵ ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده . ۲ ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!! ۳ ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!! ۴عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه. ۵ عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش. [برای مشاهده این لینک باید ابتدا ثبت نام نمایید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] ۶ عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه. ۷ عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش. ۸ غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره. ۹ شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی) ۱۰شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟! [برای مشاهده این لینک باید ابتدا ثبت نام نمایید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] ۲شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل. ۵ صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!!!
__________________
شکسته عشقی خوردم از نوعه شدید
تولد با گریه، کودکی با بازی، بلوغ با شهوت، عشق با لذت، دوستی با صداقت ، ازدواج با حماقت ، پیری با حسرت ، مرگ با وحشت، تکرار با ابدیت..........این بازی کودکانه طبیعت. |
|
|
|
| Sponsored Links | |
|
|
#3 |
|
تاریخ عضویت: September 2009
موقعیت: به شما هیچ ربطی نداره :ی
اسم واقعی: میلاد؟!
سن: 18
ارسالها: 101
تشکرها (از دیگران): 0
تشکرشده: 0 بار در 0 پست
چوق:
442
|
سر همون تاپیک شما خوشم اومد از اینجا حالا هستیم خدمتتون
__________________
شکسته عشقی خوردم از نوعه شدید
تولد با گریه، کودکی با بازی، بلوغ با شهوت، عشق با لذت، دوستی با صداقت ، ازدواج با حماقت ، پیری با حسرت ، مرگ با وحشت، تکرار با ابدیت..........این بازی کودکانه طبیعت. |
|
|
|
|
|
#5 |
|
تاریخ عضویت: September 2009
اسم واقعی: پدرام
ارسالها: 213
تشکرها (از دیگران): 0
تشکرشده : 1
چوق:
1,146
|
بابا خیلی تـــــــــــــــــــــوپ بود!
__________________
![]() Press Ctrl+A نصب سیستم های مدیریت محتوا، طراحی قالب جوملا،مامبو،میترا،وردپرس و نیوک طراحی صفحات ایستا و پویا . قالب وبلاگ طراحی لوگو،بنر وهیدر! [برای مشاهده این لینک باید ابتدا ثبت نام نمایید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] [برای مشاهده این لینک باید ابتدا ثبت نام نمایید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] بعد از دو ماه به عرصه رقابت ها برگشتم! :دی |
|
|
|
![]() |
| کلیدواژه ها |
| 24ساعت, دخترا, زندگی, طنز |
| کاربرانی که در حال مطالعه این موضوع هستند: 1 (0 عضو و 1 مهمان) | |
| امکانات | جستجوی این موضوع |
| حالات نمایش | |
|
|